پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386
Do You Wanna
توماس بعضی وقتا فک میکنم همین الان کجایی داری چیکار میکنی؟ خودم رو جای تو میزارم بعد میگم الان من دارم تو یکی از خیابونای شهر میگردم همه بهم نگاه میکنن و بعد همه منو میشناسن
توماس توماس هی اون توماسه ببینین اون خود توماسه
همون خواننده رویایی
توماس تو برترینی اینو بدون![]()
خوب اقا از این به بعد میخوام هر از چند گاهی بعد از بحث اصلی که تو صفحه اصلی انجام میگیره تو ادامه مطلب چیزای غیر مدرنی بزارم مثل شعر طنز و داستان کوتاه و کلی چیزه دیگه ![]()
الان یه لاریس اماده کردم![]()
I hear your heartbeat, heartbeat, heartbeat
Playing with my mind
Oh, I need you wrapped around me
Just like I be on a veil
But now I'm only lonely, lonely
Holding on to you
Oh, I need you back here with me yeah
I think you want it too
Now I feed you with a new emotion
Heal you when you cry
I'll be your loving doctor of the night
Do you wanna take me tonight
Do you wanna make me at night
Do you wanna, if you wanna, take what you need
Do you wanna make it allright
Do you wanna heaven is tonight
Oh baby, do you wanna, if you wanna, take what you need
I hear your heartbeat, heartbeat, heartbeat
Begging for more
Oh, I need to hear that question
Like a dancer needs the floor
And now you're only, only, only
Holding on to me
Oh, now tell me that you're coming back
One word is all I need
Now I feed you with a new emotion
Heal you when you cry
I'll be your loving doctor of the night
![]()
ادامه مطلب
چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386
My One And Only
دوباره برگشتم میگم شما نظرتون درباره دیتر چیه ها؟
فک میکنید با بهم زدن با توماس به ما خیانت کرد؟من دقیقا همین فکررو میکنم![]()
خوب خیلی بد شد دیگه مگه قحطی بود توماس رفت تنهایی خوند حالا درسته البوماش یکم رفت تو شکل غم انگیز ولی باز خوب توماس عالی میخونه![]()
میخواستم نظرم رو راجع به صدای این طرف که با دیتر میخونه الان بهتون بگم افتظاح واقعیه![]()
امروز یه لاریس اماده کردم اومید که خوشتون بیاد
My One And Only Lyrics
My one and only
Like the sunrise through the haze
When I saw your eyes, everything changed
Something was different, somehow
By the time that sun went down
My life turned around
Cause I found my one and only
It was destiny, it was written in the stars
You were meant for me to be
holding in these arms
So long empty and cold
Let me feed your hungry soul
Eternally, you will be
My one and only
You never win, you never lose
If you never let love begin
Youre gonna win, you just cant lose
As soon as your heart lets love in
Let love in, my one and only
There are bridges to burn and many more to build
As the seasons turn and every dreams fulfilled
I will be there with you
Making love forever new
I will be there for you
My one and only
I never win, I never lose
If I never let love begin
Im gonna win, I just cant lose
As soon as my heart lets love in
We never win, we never lose
If we never let love begin
Were gonna win, we just cant lose
As soon as we let love in
چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386
جوائز
خوبین؟ اول از همه اومدن اقا مسعود گل که خیلی چاکرش هستم رو به فال نیک میگیرم و باید بگم که خیلی از اینکه اقا مسعود افتخار داد و اومد به وبلاگم خوشحال هستم![]()
![]()
![]()
بعد از اقا رضا تشکر کنم و بگم اقا رضا یه دور دوباره بخون بیو رو تا متوجه بشی یه جایی از بیو میگه توماس فهمید که باید از زن اولش نورا جدا بشه![]()
میخوام جوایزشون رو براتون بزارم چه تو گروه مدرن چه هنگامی تنهایی کار میکردن
Thomas Anders
|
1985 BRAVO Otto - Beste Gruppe, Gold Award | |||||||||||||||||||
|
1986 BRAVO Otto - Beste Gruppe, Silver Award | |||||||||||||||||||
|
1986 Der goldene Löwe - Beste Gruppe des Jahres | |||||||||||||||||||
|
1998 VIVA Comet - Lifetime Achievement Award | |||||||||||||||||||
|
1998 Bambi - Comeback des Jahres | |||||||||||||||||||
|
1998 Goldene Europa - Comeback des Jahres | |||||||||||||||||||
|
1999 Goldene Kamera - Comeback des Jahres | |||||||||||||||||||
|
1999 Echo-Preis - Gruppe National / Rock-Pop | |||||||||||||||||||
|
1999 Radio Regenbogen Award - Comeback des Jahres | |||||||||||||||||||
|
1999 World Music Awards - World's Best Selling German Group | |||||||||||||||||||
|
1999 Record-99 Award - Sales Award | |||||||||||||||||||
|
2001 Top Of The Pops Award - Top Artist Germany
Dieter Bohlen
|
Modern Talking
|
1985 BRAVO Otto - Beste Gruppe, Gold Award |
|
1986 BRAVO Otto - Beste Gruppe, Silver Award |
|
1986 Der goldene Löwe - Beste Gruppe des Jahres |
|
1998 VIVA Comet - Lifetime Achievement Award |
|
1998 Bambi - Comeback des Jahres |
|
1998 Goldene Europa - Comeback des Jahres |
|
1999 Goldene Kamera - Comeback des Jahres |
|
1999 Echo-Preis - Gruppe National / Rock-Pop |
|
1999 Radio Regenbogen Award - Comeback des Jahres |
|
1999 World Music Awards - World's Best Selling German Group |
|
1999 Record-99 Award - Sales Award |
|
2001 Top Of The Pops Award - Top Artist Germany |

خوب اقا تا بعد ميخوام برم سايت توماس بلكه خبري چيزي بدست بيارم![]()
اگه برید تو ادامه مطلب چندتایی عکس گذاشتم![]()
ادامه مطلب
سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386
کلودیا هس
میخوام بیوگرافی کلودیا هس همسر توماس اندرس رو بزارم![]()
کلودیا هس در 29 آپریل سال 1972 در یک شهر کوچک به نام " بندورف" در نزدیکی زادگاه توماس متولد شد. نام پدرش "دوریس" و "هانزا" است. والدین کلودیا اورا به بازی کردن گلف به صورت حرفه ای تشویق میکردند اما او اصلا گلف را دوست نداشت کلودیا تنها فرزند خانواده اش نیست او یک برادر به نام آندریاس نیز دارد. او تحصیلاتش را در رشته افتصاد ادامه داد و بعد از ده سال توانست این مدرک را بگیرد.
کلودیا بعد از اتمام تحصیلات شروع به کار کردن به عنوان دبیر در یک شرکت در کوبلنز کرد. او همچنین در یک شرکت عمده فروشی بین المللی که خیلی هم دوست داشت کار میکرد اگر چه او بعد ها او در سونی موزیک توماس مشغول شد. کلودیا منشی توماس بود او به همراه توماس در همه تورهایش مسافرت میکرد و همیشه با تشریفات اداری او سرش شلوغ بود.
اولین ملاقات توماس و کلودیا در بهار سال 1986 در یک کافی شکل گرفت. در آنجا کلودیا به همراه سه دختر دیگر در فاصله نه چندان دور در کنار توماس نشسته بودند و همانطور که توماس میگوید او آن روز پیش کلودیا رفت و گرفت" سلام شما اهل کدام کشورید"
آن کافی مکان مورد علاقه آنها شد. کلودیا همیشه به آن کافی می آمد و اتفاقا آن روز تولد کلودیا بود. توماس هم فرصت را غنیمت شمرد و دسته بزرگی از گل رز را آن روز به کلودیا هدیه داد.
از آن روز به بعد آنها همیشه با هم در تماس بودند و بعضی وقتها حتی مکالمه شان به ساعت ها طول میکشید. و کلودیا فهمید که توماس شاهزاده رویاهایش هست! کلودیا زود توماس را شناخت که چه کسی هست. او به تدریج با مدرن تاکینگ هم انس گرفت. دوستان کلودیا به او میگفتند که مردی مثل توماس که با شامپاین حمام میگیرد بدرد تو نمیخورد چون ممکنه او هزاران دختر دیگر را هم مثل تو اسیر خود کرده. اما کلودیا هیچ توجهی به این هشدارها نمیکرد و توماس هم برخلاف هشدار دوستهایش با کلودیا بازی نمی کرد او فقط یه مرد برای کلودیا است نه یک ستار پاپ.
در غروب روز 6 آگوست سال 1996 زمانی که کلودیا از تعطیلاتش بر میگشت تصمیم گرفت تا توماس را ببیند. کلودیا فقط میخواست به توماس سلام کند و برای مدتی احوالپرسی اما توماس اورا به خانه دعوت کرد و فورا شام را برای او فراهم کرد و بعد از آن جلوی پیانو نشست و آهنگی را برای او زمزمه کرد. از آن غروب به بعد عشق در قلب کلودیا آمد.
در مارچ سال 1998 ارتباط آنها پایان گرفت. مدرن تاکینگ دوباره تشکیل یافت. قبلا کلودیا اغلب در خانه بود و غذا می پخت و در آخر هفته هم با موزیک های توماس گوش میداد اما حالا ... کنسرت ها, مصاحبه ها , عکس های تبلیغاتی و... از همه مهمتر تورهای که توماس به همراه مدرن تاکینگ انجام میداد باعث شده بود که کلودیا در خانه بماند و در شغلی که دوست داشت کار کند اگر چه آنها اغلب روز سه بار به هم دیگر زنگ میزدند. حالا کلودیا تقریبا همیشه به همراه توماس بود.
توماس می گوید:" من و کلودیا درباره تجارت موسیقی و دوره که داشتم حرف نمیزدیم چون واقعا این کارها برایم سخت بود." توماس تلاش میکرد تا از کلودیا در مقابل رسانه ها محافظت کند او عقیده داشت که شغلی دارد که همیشه با مشکلات روبرو میشود و کلودیا نباید درگیر این مسائل میشد. اگرچه یه سال
بعد یعنی در سال 1999 توماس تصمیم گرفت که کلودیا را به دنیا معرفی کند. قبلا که سه سال با هم بودند هیچکس نمیدانست که آنها با هم زندگی میکنند. بعد از معرفی کلودیا به رسانه ها بسیاری از مجله ها و روزنامه ها درباره مدرن تاکینگ و عکسهای کلودیا و زندگی نامه او مینوشتند.
در 20 فوریه سال 1999 توماس پیامی دریافت کرد که باعث شد از همسر اولش نورا جدا شود. و این مشخص بود که توماس بعد از نورا با دوست دخترش کلودیا ازدواج خواهد کرد. روز ازدواج توماس دقیقا با روز ازدواج دیتر با دوست دخترش نادیا مصادف بود. در 15 ژولای سال 2000 و در ساعت 3 بعد از ظهر مراسم عروسی توماس و کلودیا در مکانی که زیاد از کوبلنز دور نبود انجام شد که به جز چند تن از تیم شبکه" ست 1" و بعضی از گزارشگر را کسی دیگری در آن مراسم دعوت نشده بود. آن روز بهترین روز برای توماس به حساب می آمد.
دوشنبه بیست و ششم آذر 1386
سلام گرم دوم
مرسی از همتون به خاطر این توجه![]()
میدونم شما هم خودتون میدونین اخبار یا دانلود مدرنی وجود داره پس من سعی میکنم تا بیشتر براتون عکس و هر چیز خاص دیگه ای گیر اوردم بزارم اگه چیز خاصی خواستین رودرواسی ممنوع![]()
چیزای مختلف دیگه ای هم توذهنم هست انشاالله که عملیشون کنم![]()
خوب پست دوم:
بارون داره میاد همین الان که دارم پست میزنم به طرز عجیبی بارون نم نم میاد نمیدونم شاید بگید چیه مگه ؟ چون تو اخر اذر تا حالا تو شهر ما یعنی کنگان بارون نیومده بود ![]()
بهر حال من از فرصت استفاده کردم همینطور که داشتم از پنجره بارون رو نگاه میکردم یکی از ترانه های اروم توماس رو گذاشتم که خیلی دوسش دارم
Just Close Your Eyes And Stay With Me
حیف شد بارون زود بند اومد وگرنه خیلی رفته بودم تو حس دلم گرفت یه لحظه رفتم به گذشته ها![]()
یادش بخیر
Did I ever ever told you
That I miss you every night
And I cannot find my sleep, girl
If I cannot hold you tight
Did I tell you when you left me
There's no sun up in the sky
And I cried so many times girl
Oh just Like a broken toy
Oh I cannot stand the pain girl
It was over, I can see
And now you told me lady, there's a chance for you and me
Just close your eyes (close your eyes) - And stay with me
There is a place - where I wanna be with you
Just close your eyes (close your eyes) - take me in your heart
I will love you pretty baby, if you try a start
Did I ever ever told you
That I dreamt of you last night
Is there anything I can do
'Cause I wanna hold you tight
Did I tell you I was dying
When you turned away from me
Took away my sweet sweet heaven
And I lost my destiny
Oh I cannot stand the pain girl
It is over, I can see
And now you tell me baby, there's a second chance for me
Just close your eyes (close your eyes) - And stay with me
There is a place - where I wanna be with you
Just close your eyes (close your eyes) - take me in your heart
I will love you pretty baby, if you try a start
تا بعد![]()
دوشنبه بیست و ششم آذر 1386
شروع کار
سلام
خوبید
منم یه وبلاگ زدم تا عشقمو به توماس اندرس ثابت کنم
عشقی که هر روز شدید تر میشه
همینروزاست که به انفجار برسه![]()
زندگی رو تعریف میکنم
تعریفی جز توماس درون زندگی من نیست وقتی تو غروب جلوی پنجره میشینم و به مردمی نگاه میکنم که دارن راه میرن راه میرن و باز دوباره...
شاید وقتی هدفون رو روگوشم میزارم بعد با خودم میخونم:
all this song that liven forever
the melody dont stop heart in you
کسی چه میدونه زندگی برا من چه ارزشی داره ؟
ارزشی بس بالا و مهم
اما این ارزش تا توماس نباشه معنا پیدا نمیکنه![]()
من تا اپ بعد فعلا بای منتظرم باشید![]()



